مهدى مهريزى و على صدرايى خويى
274
ميراث حديث شيعه
اى من بتر از هر كه در اين عالم هست * لطف تو بتر از چو من آمرزيده اى سعادتمند ! حضرت رسالت پناهى - عليه الصلاة والسّلام - بدين عبارت ، درياى غفران حضرت رحمان را بر نظر عليل عميان عصات ، عرضه مىدهد وبدين أشارت ، متعطّشان زمزم مغفرت ومستسقيان قلزم « 1 » نجات ورحمت را از بحر بىكران حضرت منّان مستعان ، بشارت مىرساند كه چون بندگان گناهكار ، بر « 2 » اعتذار به زارى واستغفار درآيند واز حضرت غفور رحيم ، طلب مغفرت ورحمت كنند واز غير أو نوميد گشته وتبرّا كرده به درگاه أو اميدوار گردند واز روى ندامت وخوف عقابِ « 3 » قيامت ، نالهء « فَاغْفِرْ لَنا » « 4 » از درون جان وفرياد « وَارْحَمْنا أَنْتَ مَوْلانا » « 5 » از سويداى جنان « 6 » برآورند . مقرّبان درگاه احديّت ، نداى « وَهُوَ الَّذِي يَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبادِهِ وَيَعْفُوا عَنِ السَّيِّئاتِ » « 7 » به گوش هوش ايشان فرو خوانند وملازمان بارگاه صمديّت ، صداى « إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعاً » « 8 » به سمع قلوب ايشان برسانند . نظم از مرّ « 9 » گناه خويش برخيز * در سايهء لطف دوست بگريز زارى مكن ار نجات خواهى * وز سينه بر آر دود آهى باشد كه به ناله كار سازى * سرمايهء خويش در نبازى چه هرچند كه از تلويث خبايث وتخبيث آلايش ، لايق اين درگاه نهاى « 10 » واز قبح ضماير وخبث سراير در خور اين بارگاه نه ، نوميد هم مباش كه چون باد بىنيازى از جناب كبريايى « 11 » دميدن گيرد ونسيم عنايت از بوادي كرم وزيدن گيرد ، سحرهء
--> ( 1 ) . م : قرزم . ( 2 ) . ف : از در . ( 3 ) . ف : عجاب . ( 4 ) . سورهء آل عمران ، آيهء 16 ، 193 ؛ سورهء أعراف ، آيهء 155 ؛ سورهء مؤمنون ، آيهء 109 . ( 5 ) . سورهء بقرهء ، آيهء 286 . ( 6 ) . ف : چنان . ( 7 ) . سورهء شورى ، آيهء 25 . ( 8 ) . سورهء زمر ، آيهء 53 . ( 9 ) . ف : بار . ( 10 ) . م ، ف : نه . متن ، تصحيح قياسي است . ( 11 ) . ف : كبرياى .